بر کنگره ابر
عقابی می گرید ،
و از خاکی خیس
گلی می روید
غریق تیزاب لحظه ها .
از دور دست
پیدا نیست ،
شبحی می آید !؟
یا می رود !؟
و سبک سایگان هیاهو
بر جام پنجره ای شکسته
پنجه می کشند .
من دلم چو آب
چین می خورد
از سقوط روز !
بر کنگره ابر
عقابی می گرید ،
و از خاکی خیس
گلی می روید
غریق تیزاب لحظه ها .
از دور دست
پیدا نیست ،
شبحی می آید !؟
یا می رود !؟
و سبک سایگان هیاهو
بر جام پنجره ای شکسته
پنجه می کشند .
من دلم چو آب
چین می خورد
از سقوط روز !
جولای 16, 2008 در t 2:43 ق.ظ
Bijan jan salam, ba tabarik va ebraz khoshali keh shoro kardi ashareto dar blog bezari
delet chin nakhord roz soghat nemikonad miravadkeh biyayad